آسمان به «ابر بودن» کرده وادارم رفیق می رسد پاییز و معصومانه می بارم رفیق سرخوشم شاید بریزد غصه هایم مثل برگ در انارستان که می آید به دیدارم رفیق از نگاه من، همیشه عشق زیبا بوده است گرچه از دردی کشیدم، گاه بیزارم رفیق درد دارد اینکه خوشبختی، اناری نارس است چون درختی از ثمر افتاده بی بارم رفیق دل بریدن جزو آیین وفادارن که نیست پس چرا از خاطراتش دست بردارم رفیق؟ نوش جانش، نیش بر جان می زند با حرف هاش زخم هایی می زند را دوست می دارم رفیق زنده ام در شعرهایم، رفیق ,بارم ,بارم رفیق منبع

مشخصات

تبلیغات

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها

Marjaan حامد آرمند هزینه بازسازی خانه | ویرا معماری بهرنگ مدرسه ی با نشاط ما قرص چاقی جگوار چاق کننده صورت بدن جگوار اصل FreeEarn |مرجع جامع آموزش روش های کسب درآمد اینترنتی بیتکوین دانستنی های سیستم اعلام حریق motorbarg